تبلیغات
در باغ نماز
یکشنبه 27 دی 1388

منابع

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

منابع مطالب این وبلاگ عبارتند از:

http://fa.wikipedia.org

http://tahoorkotob.com

http://balagh.net

www.mobilestan.net


نظرات() 



یکشنبه 27 دی 1388

مناجات باخدا

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

 

نظرات() 



شنبه 26 دی 1388

تاثیر نماز بر وسواس های عملی

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

لزوم توجه خاص به منظور رفع این عارضه و مقابله با آن از مباحث ویژه روانشناسی و روانپزشكی امروز به شمار می آید .  بخصوص كه وسواس ( فكری و عملی ) در ارتباط نزدیك با بیماریهای دیگر روانی نیز می باشد . بعنوان مثال : معلوم شده است كه یك پنجم از موارد حالتهای وسواسی نشانه های افسردگی و یك هشتم نشانه های اضطرابی دارند .(1)   از جمله این افراط ها “ وسواس ” است .(2)  كه گفتیم به عنوان وسوسه ای از سوی شیطان در تعالیم اسلامی نام برده می شود و بخش قابل توجهی از تعالیم اسلامی و بخصوص نمود برجسته آن یعنی “ نماز ” به زدودن و سواس از زندگی انسانها اختصاص دارد.  چنانچه مروری بر آداب طهارت در رساله های فقهی علماء شیعه داشته باشیم ، متوجه می شویم ، كه بسیاری از دستورات توجه به شك های وسواس آمیز در مورد طهارت جسم یا لباس را باطل اعلم كرده اند ، مثلا اگر شخصی شك كند كه وضویش باطل شده یا نشده است ، باید بنا را بر باطل نشدن آن بگذارد ، یا آن كه اگر شك كند لباسش نجس یا پاك است بنا را بر پاك بودن لباس می گذارد . این دستورات در آداب نماز نیز به همین گونه است ، بعنوان مثال از جمله شكیاتی كه هرگز نباید بدان اعتنا نمود ، شك كثیر الشك ( كسی كه زیاد شك می كند ) است . یا این كه در بسیاری از سایر شكیات نماز ( مثلا شك بین 3 و 4 ركعت ) باید برای پرهیز از وسواس بنا را به یك طرف شك گذاشت و بدان عمل نمود . بدین ترتیب آموزشهای نماز ، بسی قدرتمندتر از روشهای معمول در علم غرب ( مثل روش حساسیت زدایی تدریجی ) در زدودن وسواس مطرحند ، چرا كه انسان نمازگزاری كه در شبانه روز بارها به تعالیم ضد وسواس توأم با نماز گردن می نهد ، در زندگی روزمره خود ، قطعا دور از وسواس خواهد زیست .

 


ادامه مطلب

نظرات() 



شنبه 26 دی 1388

تاثیر نماز بر وسواس های فكری

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

 امام صادق (ع) : 

شیطان ، به وسیله وسواس نمی تواند بر ضرر بنده خدا كاری بكند مگر آن كه بنده از یاد خدا اعراض كرده باشد 6

   “ وسواس  ( Obsession) از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است كه بین مردم از شیوع نسبتا بالائی ( حدود دو درصد جامعه ) برخوردار است 7 وسواس را امروزه در دو عنوان كلی “ وسواس فكری ” ( مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن ، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناك مثل آتش سوزی و مرگ و .. ) و “ وسواس عملی ” ( مانند شست و شوی دست ، استحمام ، آرایش مفرط ، امتحان درها و قفلها ، مرتب و منظم كردن ، احتكار و جمع آوری و .. ) طبقه بندی می كنند .(8) موضوع سخن امروز ما “ وسواس فكری است ” كه می تواند مشكلات متعدد و مسایل آزار دهندة بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد . در این حالت شخص مبتلا ممكن است تصاویری ذهنی به شكل صحنه های وحشتناك و ناراحت كننده بسیاری داشته باشد كه هر چه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد ، نمی تواند از آنها خلاص شود این وسوسه فكری از موضوعات بسیار كلی مانند سؤال ذهنی درباره اینكه : هدف از زندگی چیست ؟ و .. گرفته تا افكار گناه آلوده جنسی و ترسهای مرضی و .. متفاوت است و تقریبا همه این افكار بیمار را در وضعیت وحشتناكی قرار می دهند . ، مذهب و شكوهمندترین جلوه آن یعنی “ نماز ” می توانند در زدودن وسواس فكری نقش بسیار مهمی بازی كنند .وسواس پدیده شناخته شده ایست و به آن به عنوان “ وسوسه ای از سوی شیطان ” اشاره می شود . به عنوان مثال در كتاب اصول كافی ( باب عقل و جهل ) آمده است : “ در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد ، حضرت فرمود : چگونه عاقل است كه شیطان را اطاعت می كند ؟ ” در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روشهای متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد كرده اند ، كه از آن جمله بهره از ادعیه و اذكار خاصی از جمله ( لا اله الا ا… ) و ( لا حول و لا قوه الا باا … ) می باشد كه در حقیقت ما حصل همه آن روشها را می توان در “ ذكر خدا ” خلاصه كرد .

     در منابع علمی جدید ، برای متوقف كردن افكار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و حتی قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود كه مهمترین آنها روش “ توقیف فكر ” نام داد و بدین ترتیب است كه از بیمار خواسته می شود كه به طور عمد افكار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار كننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فكر وسواسی را متوقف می كند .(9)   با این وصف برخی از اذكار و توجهات حین نماز نه تنها به این قبیل روشها قابل مقایسه است ، بلكه بسیار موثرتر به نظر می رسد . استفاده زبان و ذهن از ذكر “ غیر المغضوب علیهم و الضالین ” كه جدائی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد دست كم ده بار ، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مباركه “ ناس ” بعد از حمد ، بخصوص توجه آیات شریفه “ من شر وسواس الخناس ” “ الذی یوسوس فی الصدور الناس ” به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افكار وسواسی مطرحند . همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقیقی بشرند ، برای دوری از وسواس “ ذكر خدا ” را پیشنهاد كرده اند و این فرمان الهی است كه “ برای ذكر من نماز را به پا دارید ” ( اقم الصلوه لذكری ).


نظرات() 



شنبه 26 دی 1388

تاثیر نماز بر بدن انسان

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

تاثیر نماز بر بدن انسان



نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد." سوره رعد آیه ۲۸
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
"۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد." سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.
● مطالعه علمی
با بررسی چندین مورد مشخص شده است که نماز و دعا بر روی پایایی مغز و نحوه کارکرد آن تاثیر به سزایی دارد و همچنین مشخص شده است که تاثیراتی بر روی بدن می گذارد. در بین این تاثیرات، اثر تنظیمی خون در بعضی قسمت های مغز است.
● تاثیر دعا در فعالیت فکری
این تحقیق توسط پروفسور Newberg در بخش اشعه ایکس مرکز پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا بر روی تعدادی از انسان هایی که ایمان قوی به خدا دارند و دارای ادیان مختلفی هستند، در هنگام عبادت کردن انجام شده است.
این تحقیق با استفاده از دستگاه Single Photon C.T. scan انجام شده است که جریان خون در قسمت پیشینی مغز را با رنگ های مختلف نشان می دهد به طوری که رنگ قرمز نمایانگر بیشترین فعالیت و رنگ های زرد و سبز بیانگر کم ترین فعالیت هستد.


این تصویر نشان دهنده فعالیت مغز قبل از انجام مراقبه (سمت چپ) و بعد از مراقبه (سمت راست)

است. همان طور که می بینیم در هنگام مراقبه و دعا، جریان عبوری خون بیشتر شده است. قسمت قدامی مغز مسئول کنترل کردن احساسات و هیجانات است و همچنین این قسمت مسئول یادگیری و فهمیدن و انجام فعالیت پیچیده می باشد.
کلمات استفاده شده در شکل
ـ Baseline: حالت عادی بدون مراقبه
ـ Meditation: در هنگام مراقبه

 

ادامه مطلب

نظرات() 



سه شنبه 22 دی 1388

نماز و رفع اضطراب

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

تاثیر نماز بر بیماریهای اضطرابی

  الا بذكر الله تطمئن القلوب   ( قرآن مجید )

    پیشرفت سریع و پیچیده تمدن و در عین حال بی توجهی به ارزش های مذهبی و خانوادگی هر روز بیش از پیش برای افراد و اجتماع اضطراب های جدید بوجود می آورد .از نظر روانپزشكان ، اضطراب با یك احساس منتشر و مبهم دلواپسی كه اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می شود كه معمولا “ با یك یا چند مشكل جسمی همراه می گردد . از جمله شخص ممكن است علامتهای جسمی چون احساس طپش قلب ، تنگی نفس و درد قفسه سینه ، خالی شدن سردل ، تعریق ، سردرد ، تكرر ادرار ، اسهال ، گزگز دست و پاها ، لرزش و … را نیز به همراه داشته باشد . اضطراب ، گاهی به شكل طبیعی در اشخاص سالم بروز می كند و گاهی به صورت بیمارگونه و دائمی در می آید كه نیاز به درمان و مراقبت پزشكی دارد . با اینكه دلایل علمی مختلفی از دیدگاههای مختلف بعنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ایمان مذهبی بعنوان یك عامل عمیق در بروز اضطراب نقش غیر قابل انكاری دارد  و به این ترتیب نقش پیشگیری كننده و حتی درمانگر مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است . آرامش حاكم بر روح و روان و در نتیجه آن جسم اشخاص مذهبی ، در مقایسه با آشفتگی روانی و جسمی و اضطراب لامذهب ها از دیر باز مورد توجه پزشكان بوده است .

     به این ترتیب در بعد پیشگیری از اضطراب و برای آرامش دائمی جسم و روان “ نماز ” نقش خارق العاده ای را ایفا می كند . از طرفی در بعد درمان بیماران مبتلا به اضطراب ، امروز علاوه بر درمانهای دارویی ، از روش های چون آموزش انبساط آرامش عضلانی و همچنین تلقین بوسیله هیپنوتیزم نیز استفاده می شود 7 كه ما در مورد انبساط عضلانی ناشی از نماز در نكته چهارم از این مجموعه مقالات ، سخن گفته ایم و درباره تلقین های سازنده ناشی از نماز نیز در آینده سخن خواهیم گفت .


نظرات() 



شنبه 19 دی 1388

درمان افسردگی با نماز

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

درمان افسردگی


افسردگى (depression) حالتى احساسى است كه مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (apathy) ،بدبینى (pessimism) و احساس تنهایى است. این بیمارى كه امروزه از شیوع بالایى در میان مراجعه كنندگان به كلینیك‏هاى روانپزشكى برخوردار است. تحقیقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بیماران افسرده مشكلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنین علایم این بیماران در هنگام صبح تشدید مى‏شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما این است كه در این بیماران چگالى (rem حركت‏ سریع چشم) در نیمه اول خواب و همچنین كل زمان rem افزایش یافته و فاصله میان به خواب رفتن تا شروع اولین دوره rem یعنى ( latency - rem) كم شده و مرحله 4 خواب نیز كاهش مى‏یابد. (1)پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بیشترى را در مرحله خواب rem به سر مى‏برند. یعنى به میزان بیشترى نسبت ‏به سایرین خواب مى‏بینند.

یك روش درمانى جدید براى بیماران افسرده، بیدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش میزان rem است، كه بهترین شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكید قرآن و همچنین بسیارى از روایات بوده، سبب كاهش قابل توجه میزان خواب rem در اشخاص مى‏شود. زیرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و باید صبحگاه بیدار شود، پس در حقیقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از rem را مى‏گیرد.از این جهت ‏بیدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهایى مى‏تواند یك عامل مهم بدون عارضه در پیشگیرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارویى و غیر دارویى ارجح است، چرا كه پیشگیرى بر درمان مقدم است .حال ببینیم، این موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، یعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در این بیماران داشته باشد؟ به طور متوسط 20 - 15 دقیقه طول مى‏كشد تا یك فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقیقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده كه این مراحل عمیقترین مراحل خواب‏اند. یعنى بیشترین تحریك براى بیدار كردن فرد در این مراحل لازم است. حدود 45 دقیقه پس از مرحله ‏4 است كه نخستین دوره حركات سریع چشم (rem) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى rem طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 كوتاه‏تر مى‏شود. بنابراین در اواخر شب، خواب شخص سبك‏تر شده و رؤیاى بیشترى مى‏بیند (یعنى خواب rem اش بیشتر مى‏شود). پس قسمت اعظم خواب rem در ساعات نزدیك صبح به وقوع مى‏پیوندد. و از طرفى دیدیم كه یكى از مشكلات مهم بیماران افسرده، افزایش یافتن طول خواب rem و خواب دیدن زیاد است. از این جهت ‏یك مبناى مهم در تولید داروهاى ضد افسردگى ایجاد داروهایى است كه كاهش دهنده مرحله rem خواب باشند
‏بیدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهایى مى‏تواند یك عامل مهم بدون عارضه در پیشگیرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارویى و غیر دارویى ارجح است، چرا كه پیشگیرى بر درمان مقدم است . لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ایمان به خدا و اقامه نماز بسیار زیاد است و نكات علمى بسیار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكید فراوان اسلام نیز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند؛" اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق الیل و قرءان الفجر ان قرءان الفجر كان مشهودا" (3) ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریكى شب برپا دار و (نیز) نماز صبح را، زیرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .


نظرات() 



یکشنبه 29 آذر 1388

دستور وضوی ارتماسی و مسائل مربوط به آن

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

وضوی ارتماسی هم مانند وضوی ترتیبی چهار چیز واجب دارد منتها فرقش با وضوی ترتیبی در صورت و دستهاست كه در وضوی ترتیبی صورت و دستها به نیّت وضو شسته می شد، ولی در وضوی ارتماسی صورت و دستها بایستی از بالا به پایین به نیّت وضو در آب فرو برده شده و یا به نیّت وضو از بالا به پایین از آب بیرون آورده شود.
توضیح المسائل، مسأله 261.

مشكلی در وضوىِ ارتماسی و راه حل آن.

دروضوی ارتماسی بعضی از آقایان قائلند كه حتماً بایستی در هنگام فرو بردن اعضا در آب نیّت وضو شود، چون اگر فقط در هنگام بیرون آوردن نیّت شود، این صدق شستن نمی كند؛ چون شستن چیزی است كه باید ایجاد شود و این با فرو بردن اعضا قبلاً در آب ایجاد شده و فرض هم این است كه در وقت فرو بردن در آب این شخص نیّت وضو نداشته و در وقت بیرون آوردن چون ابقای همان ایجاد قبلی است، لذا صدق شستن نمی كند، لذا می فرمایند: بایستی حتماً در هنگام فرو بردن اعضا در آب نیّت وضوی ارتماسی بشود و چون با فرو بردن در آب و فراگرفتن آب تمام عضو را، شستن تمام می شود، هنگام بیرون آوردن آبهایی كه به دست می رسد آب خارج محسوب می شود. این دسته از آقایان برای مسحها می فرمایند بایستی تمام دست چپ یا بعضی از آن را حتماً وضوی ترتیبی داد تا مسحها با آب خارج تحقّق پیدا نكند، اما حضرت امام(ره) می فرمایند: هم در هنگام فرو بردن اعضا در آب می شود نیّت وضو كرد و هم در هنگام بیرون آوردن، حالا طبق فرمایش ایشان اگر در هنگام بیرون آوردن نیّت وضو شود، برای مسحها اشكال پیش نمی آید، اما اگر در هنگام فرو بردن نیّت وضو شود و بخواهیم مسحها هم با آب خارج صورت نگیرد راه حلّش این است كه تمام دست چپ یا بعضی از آن را وضوی ترتیبی بدهیم - همان گونه كه آن دسته از آقایان فرموده بودند - و مرحوم آقای حكیم در شرح عروة الوثقی (مستمسك) در شرح وضوی ارتماسی راه حل دیگری هم ارائه می دهند كه در هنگام فرو بردن نیّت شستن اول و در هنگام بیرون آوردن نیّت شستن دوم داشته باشد؛ چون خواهیم گفت كه در وضو شستن اول واجب، و شستن دوم طبق فرمایش حضرت امام(ره) جایز، و طبق فتوای دیگران مستحب، و شستن سوم حرام است و این فرمایش ایشان طبق مبنای حضرت امام(ره) هم كه هنگام بیرون آوردن هم جایز می دانند تطبیق می كند.
عروة الوثقى، افعال وضو، مسأله‏21؛ التنقیح ج‏5، ص‏119؛ مستمسك، ج‏2، ص‏357.ر

مسائل مخصوص وضوی ارتماسی.

1- اگر وضوی بعضی از اعضا را ارتماسی و بعضی را غیر ارتماسی انجام دهد، اشكال ندارد و حتی یك عضو را هم می تواند ترتیبی و ارتماسی وضو دهد؛ مثلاً، از آرنج تا بند دست را ارتماسی و بقیه را ترتیبی وضو دهد.
توضیح المسائل، مسأله‏263.
2- در وضوی ارتماسی هم باید صورت و دستها از بالا به پایین شسته شود؛ پس اگر وقتی كه صورت و دستها را در آب فرو می برد، قصد وضو كند، باید صورت را از طرف پیشانی و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد و اگر موقع بیرون آوردن از آب قصد وضو كند، باید صورت را از طرف پیشانی و دستها را از طرف آرنج بیرون آورد.
توضیح المسائل، مسأله 262.

مسائل مشترك وضوی ترتیبی و ارتماسی.

1- در وضو، شستن صورت و دستها برای بار اول واجب و برای بار دوّم جایز و در مرتبه سوم و بیشتر از آن حرام می باشد و اگر با یك مشت آب تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد، یك مرتبه حساب می شود چه قصد بكند یك مرتبه را یا قصد نكند.
توضیح المسائل، مسأله‏248.
 

در وضوی ترتیبی چهار چیز واجب است:.

واجب اوّل.

شستن صورت از رستنگاه مو، یعنی از جایی كه موی سر بیرون می آید تا آخر چانه از طرف طول و عرض آن به مقداری كه بین انگشت وسط وشست قرار می گیرد كه اگر مختصری از این مقدار را نشوید، وضو باطل است و برای آنكه یقین كند این مقدار كاملاً شسته شده، باید كمی اطراف آن را هم بشوید و البته باید توجه داشت كه این مقدار بایستی از بالا به پایین شسته شود.

واجب دوّم.

شستن دست راست و بعد از آن دست چپ، از آرنج تا سرانگشتها، و برای آنكه یقین كند آرنج را كاملاً شسته، باید كمی بالاتر از آرنج را هم بشوید؛ البته باید توجه داشت كه این قسمت را هم بایستی از بالا به پایین بشوید.

واجب سوّم.

مسح كردن یك قسمت از چهار قسمت سر - كه همان مقابل پیشانی است - با دست راست و هر جای این قسمت را به هر اندازه مسح كند كافی است؛ حضرت امام(ره) می فرمایند: بنابر احتیاط واجب جای مسح شده از عرض یك انگشت كمتر نباشد؛ اگر چه احتیاط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازی یك انگشت و از پهنا به اندازه پهنای سه انگشت بسته مسح نماید. البته باید توجه داشت كه مسح سر لازم نیست بر پوست آن باشد، بلكه بر موی جلو سر هم صحیح است و اما كسانی كه موی سرشان به حدّی بلند است كه اگر شانه كنند از حد مسح خارج می شود باید بیخ موها یا پوست سر را مسح نمایند.

واجب چهارم.


مسح كردن روی پاها، اول پای راست با دست راست و بعد پای چپ با دست چپ، از سر یكی از انگشتها تا مفصل، ولی حضرت امام(ره) تا برآمدگی پاها را هم اجازه می دهند، این از نظر طول و اما از جهت عرض به هر اندازه باشد، كفایت می كند، اگر چه به اندازه عرض انگشت كوچك باشد؛ ولی بهتر است به اندازه سه انگشت بسته و بهتر از آن مسح تمام روی پاست.
عروة الوثقى، فی افعال الوضوء، مسأله‏49؛ تحریرالوسیله ج‏1، ص‏23؛ توضیح المسائل، مسأله‏237، 243، 245، 246، 249 تا 253.

مسائل مخصوص وضوی ترتیبی.

1- اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه تری دست به قدری باشد كه بواسطه كشیدن دست، آب كمی بر آنها جاری شود، كافی است.
توضیح المسائل، مسأله‏244.
2- اینكه گفته شد كه شستن صورت و دستها از بالا به پایین باشد، مراد آب ریختن نیست كه حتماً بایستی آب را هم مثلاً از رستنگاه مو بریزد، بنابراین اگر كسی آب را پایین تر از رستنگاه مو بریزد - ولی با دست تر شستن را از رستنگاه مو شروع كند - مانعی ندارد.
عروة الوثقى، احكام وضو، مسأله‏44.
3- شستن صورت در وضو لازم نیست كه حتماً با دست راست صورت گیرد.

نظرات() 



دوشنبه 2 آذر 1388

مسائل نماز

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

الف) مراد از شستن چیست آیا مراد آب ریختن است یا دست كشیدن شستن یعنی رساندن آب به تمام عضو وضو و مراد دست كشیدن و یا آب ریختن نیست و حتی دست كشیدن در وضو واجب نیست. بنابراین اگر با آفتابه یا وسیله دیگر از بالا به پایین روی دستها آب بریزد و یقین كند كه آب همه جای دستش را گرفته است، دست كشیدن لازم نیست.
ب) حضرت امام در این مسأله فرموده اند: (اگر با یك مشت آب تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بریزد یك مرتبه حساب می شود چه یك مرتبه را قصد بكند یا قصد نكند).
اما دیگران در همین مسأله فرموده اند: (اینكه كدام شستن اول یا دوم یا سوم است مربوط به قصد كسی است كه وضو می گیرد؛ پس اگر به قصد شستن مرتبه اول مثلاً ده مرتبه آب به صورت بریزد، اشكال ندارد و همه آنها شستن اول حساب می شود و اگر به قصد اینكه سه مرتبه بشوید سه مرتبه آب بریزد، مرتبه سوم آن حرام
است).



نظرات() 



دوشنبه 25 آبان 1388

شرایط وضو

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

آب وضو بایستی مطلق باشد، به طور كلی مایعات بر دو دسته اند: یك دسته از آنها اصلاً اسم آب بر آنها اطلاق نمی شود مانند شیر، نفت، شیره، و... و دسته دیگر مایعاتی است كه آب به آنها اطلاق می شود كه این دسته خود به دو قسم تقسیم می شود:.
الف) قسمی كه در نام گذاری بر آن فقط اطلاق (آب) تنها كافی نیست بلكه بایستی چیز دیگری هم به آن اضافه كرد؛ مانند آب هندوانه و گلاب كه از چیزی گرفته شده اند و یا آبِ گل كه با چیزی مخلوط شده است.
ب) قسم دومش آن است كه در نام گذاری فقط اطلاق نام آب بر آن كافی است، كه اگر به چیزی هم نسبت داده شود طوری است كه بدون آن هم اطلاق آب بر آن صادق است؛ مانند آب دریا، آب چاه و....
حال می فرمایند شرط مایعی كه انسان با او وضو می گیرد آن است كه از قسم دوم (آب مطلق) باشد؛ یعنی آبی كه نه از چیزی گرفته شده و نه با چیزی مخلوط شده باشد كه عرفاً به او آب نگویند.

التنقیح، ج‏2، ص‏11، توضیح المسائل، مسأله‏15.

معیار مضاف بودن آبی كه با چیزی مخلوط شده.
معیار مضاف بودن آبی كه با چیزی مخلوط شده، عرف است كه اگر آبی را مضاف بدانند، مضاف است و اما اینكه بعضی می گویند: اگر در آب گل آلود كف دست دیده شود مضاف نیست و اگر دیده نشود مضاف است، معیار صحیحی نیست.

آب وضو و فضایی كه در آن وضو می گیرد مباح باشد.
درباره آب وضو غصبی نبودن را حضرت امام شرط می دانند، ولی درباره مباح بودن مكان وضو و یا فضایی كه در او وضو گرفته می شود، ایشان احتیاط مستحب دارند ولو در تصرفش در غصب كار حرامی كرده است و اما درباره آب وضو، بایستی انسان اگر آب وضو مال كس دیگری است علم به رضایت او داشته باشد و در صورت شك نمی شود وضو گرفته و تصرفات دیگر نمود، الاّ در نهرهای بزرگ و قناتها كه تا مادامی كه صاحبانشان نهی نكرده اند، می شود وضو گرفته ولو در میان آنها صغیر و دیوانه باشد.
تحریرالوسیله، ج‏1، ص‏25، 26، مسأله 7 و عروة الوثقى، فی شرائط الوضوء، مسأله 13.
ظرف آب وضو مباح باشد و همچنین از طلا و نقره نباشد.
اگر آب دیگری جز همان آبی كه در ظرف غصبی و یا طلا و نقره است ندارد، وضو با آن آب باطل است، چون در اینجا مأمور به وضو نیست و چون وضویش امر ندارد، لذا چه ارتماسی وضو بگیرد و یا ترتیبى، به وسیله آن ظرف آب بریزد یا با مشت آب بردارد، وضو باطل است؛ چون در تمام صورت تصرف در ظرف غصبی است و در اینجا اصلاً امر به وضو مطلقاً ندارد؛ مگر اینكه آب را در ظرف دیگری بریزد كه آن ظرف مانع شرعی نداشته باشد كه در اینجا ولو در این تصرفش كار حرام انجام داده، ولی حالا كه آب بدون مانع پیدا كرد، امر به وضو می آید و اما در صورت دوم كه غیر از این آب، آب دیگر بدون مانع دارد، در آنجا امر به وضو ساقط نشده و لذا در این مورد اگر بخواهد در این ظرف غصبی وضوی ارتماسی بگیرد، وضویش باطل است، چون وضو در چنین ظرفی نهی شده است. اما اگر بخواهد به وسیله مشت آب بردارد، ولو در وقتی كه آب را بر می دارد به خاطر تصرف در غصب معصیت كرده، ولی وضویش صحیح است؛ چون با آوردن آب به بیرون از ظرف مانع از آب برداشته می شود و نهی به وضویش نمی خورد. .
تحریرالوسیله، ج‏1، ص‏26، مسأله 8.

اعضای وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.
قبل از وضو لازم نیست تمام اعضای بدن پاك باشد، بلكه می شود هر عضو را قبل از وضو دادن پاك كرد، ولی یك شستن هم به قصد ازاله نجاست و هم به قصد پاك كردن كفایت نمی كند و لو به فرو بردن در آب كر و جاری باشد، ولی اگر در هنگام فرو بردن قصد طهارت آن عضو را داشته باشد و در هنگام بیرون آوردن نیّت وضو نماید كافی است - البته این نوع وضو وضوی ارتماسی است - و اما نجس شدن عضوی بعد از وضو گرفتن آن اشكال ندارد، اگر چه وضو تمام نشده باشد.
عروة الوثقى، فی شرائط الوضوء (الثانى).

در وضو نیّت و در نیّتش هم اخلاص داشته باشد؛ یعنی برای انجام دادن فرمان خداوند متعال و برای تقرب به او انجام دهد؛ البته در عروة الوثقی این را دو شرط حساب كرده اند؛ یكی نیّت داشتن و دیگری خلوص


نظرات() 



جمعه 22 آبان 1388

شروط نماز صحیح و چگونگی خواندن نماز

• نوشته شده توسط: یک دانش آموز

رعایت کردن این بخش‌ها در نماز واجب، شرط صحیح بودن آن است ۱-تکبیرة الاحرام، ۲-قرائت، ۳-رکوع، ۴-سجده، ۵-تشهد و ۶-سلام و ۷-ترتیب ۸-موالات (یعنی نماز به هم نخورد). اذان و اقامه و بعضی چیز‌های دیگر برای آماده شدن و مقدمات نماز برای کسب حالات قلبی و روحی و ذهنی مفید مربوط به نمازاست. به اعتقاد مسلمانان، رعایت کردن آداب و دانستن اسرار برای نمازگزار در طولانی مدت سیر و مسیری است که او را به جایی می‌رساند که در کشف خداشناسی بسیار موثر است.

  • نیت: به معنی قصد قلبی است و نیازی نیست به زبان آورده شود؛ بلکه به این معنی است که نمازگزار با هوشیاری و قصد نماز را می خواند.
  • قیام: به معنی ایستادن است؛ کسی که نمی تواند بایستد، می تواند نشسته و یا خوابیده نماز بخواند.
  • تکبیرة الاحرام: یعنی گفتن الله اکبر در اول نماز؛ و صحیح آن است که دست ها را تا مقابل گوشها بالا ببرد.
  • قرائت: در ابتدای رکعت، خواندن سوره فاتحه واجب است. در دو رکعت اول نمازهای ظهر، عصر، مغرب و عشا همچنین واجب است که سوره دیگری پس از فاتحه خوانده شود.
  • رکوع: به معنی خم شدن نمازگزار تا زانوست. مسلمانان معمولاً در هنگام رکوع اذکاری را می گویند مانند سبحان الله یا سبحان ربی العظیم
  • اعتدال : در هنگام برخاستن از رکوع، مستحب است نمازگزار اذکاری را بگوید مانند: سمع الله لمن حمده و یا در نماز جماعت ربنا ولک الحمد
  • سجده: در این زمان، نمازگزار پیشانی و کف پاها و دستها را بر زمین می گذارد؛ در زمان سجده نیز اذکاری چون سبحان الله یا سبحان ربی الأعلی گفته می شود.
  • نشستن بین دو سجده
  • تشهد: به معنی گواهی دادن بر یکتا بودن خدا و پیامبری محمد است.
  • سلام: یعنی درود فرستادن بر پیامبر و خانواده اش در پایان نماز.
  • ترتیب.
  • موالات یعنی پی در پی بودن اجزاء نماز

  • نظرات() 



    دوشنبه 4 آبان 1388

    نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری

    • نوشته شده توسط: یک دانش آموز

    پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
    خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

    پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

    خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

    روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.

    خداوند در قرآن کریم راجع به نماز می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، یعنی: نماز، آدمی را از کارهای زشت و ناشایست باز می دارد. و البته همین طور است، زیرا آداب نماز طوری است که اگر نمازگزار مراعات کند، هیچ گاه گرد بدی ها نمی گردد. مثلا یکی از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبی نباشد، حتی اگر یک نخ غصبی در لباسش باشد، نماز او درست نیست و نمازگزاری که مجبور است تا این قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسی را ضایع کند. و نیز در صورتی نماز قبول می شود که آدمی از حرض و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدی ها این صفات ناپسند است و نمازگزار (ی) که خود را از این صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتی ها و بدی ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضی از مردم با این که نماز می خوانند مرتکب کارهای ناپسند می شوند، علتش این است که به دستورهای لازم نماز رفتار نمی کنند و در نتیجه، نمازشان قبول نمی شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمی کنند. و به قدری شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال - حتی در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد، باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچاری که نمی تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، باید نماز ر انجام دهد


    نظرات()